|
چرا شش سیگما؟
قسمتی از مقاله ی انقلاب شش سیگماتوماس پیزدکدر این قسمت به چرایی استفاده از متد شش سیگما پرداخته شده است. لطفاْ به تعاریفی که با رنگ قرمز نشان داده شده بیشتر دقت کنید: Why Six Sigma?For Motorola, the originator of Six Sigma, the answer to the question "Why Six Sigma?" was simple: survival. Motorola came to Six Sigma because it was being consistently beaten in the competitive marketplace by foreign firms that were able to produce higher quality products at a lower cost. When a Japanese firm took over a Motorola factory that manufactured Quasar television sets in the United States in the 1970s, they promptly set about making drastic changes in the way the factory operated. Under Japanese management, the factory was soon producing TV sets with 1/20th the number of defects they had produced under Motorola management. They did this using the same workforce, technology, and designs, making it clear that the problem was Motorola's management. Eventually, even Motorola's own executives had to admit "our quality stinks,"[i] Finally, in the mid 1980s, Motorola decided to take quality seriously. Motorola's CEO at the time, Bob Galvin, started the company on the quality path known as Six Sigma and became a business icon largely as a result of what he accomplished in quality at Motorola. Today, Motorola is known worldwide as a quality leader and a profit leader. After Motorola won the Malcolm Baldrige National Quality Award in 1988 the secret of their success became public knowledge and the Six Sigma revolution was on. Today it's hotter than ever. It would be a mistake to think that Six Sigma is about quality in the traditional sense. Quality, defined traditionally as conformance to internal requirements, has little to do with Six Sigma. Six Sigma is about helping the organization make more money. To link this objective of Six Sigma with quality requires a new definition of quality. For Six Sigma purposes I define quality as the value added by a productive endeavor. Quality comes in two flavors: potential quality and actual quality. Potential quality is the known maximum possible value added per unit of input. Actual quality is the current value added per unit of input. The difference between potential and actual quality is waste. Six Sigma focuses on improving quality (i.e., reduce waste) by helping organizations produce products and services better, faster and cheaper. In more traditional terms, Six Sigma focuses on defect prevention, cycle time reduction, and cost savings. Unlike mindless cost-cutting programs which reduce value and quality, Six Sigma identifies and eliminates costs which provide no value to customers, waste costs. For non-Six Sigma companies, these costs are often extremely high. Companies operating at three or four sigma typically spend between 25 and 40 percent of their revenues fixing problems. This is known as the cost of quality, or more accurately the cost of poor quality. Companies operating at Six Sigma typically spend less than 5 percent of their revenues fixing problems. The dollar cost of this gap can be huge. General Electric estimates that the gap between three or four sigma and Six Sigma was costing them between $8 billion and $12 billion per year. [i] Jeremy Main, Quality Wars: The Triumphs and Defeats of American Business, The Free Press, 1994, 173. |+| نوشته شده توسط محمد روزبه در شنبه بیست و یکم بهمن 1385 و ساعت 16:27 پشت پرده کنفرانس شش سیگما!!!!
سلام
بعد از دو هفته بالاخره دیروز برگشتم دانشگاه. از دیروز تا حالا سعی می کنم که با دکتر مهدوی تماس بگیرم تا ببینمش و راجع به پروژه صف صحبت کنم. حالا که از قید درسی بودن خارج شده می خوایم اگه بشه گسترشش بدیم و ازش یه مقاله بدرد بخور در بیاریم. دیروز که با هم اتاقیم در باره کنفرانس شش سیگما صحبت می کردم، گفته بودم: جدای از همه اینا، کم کم باید شروع کنم به درس خوندن برای فوق، اما نمی دونم از کجا شروع کنم. بای |+| نوشته شده توسط محمد روزبه در یکشنبه پنجم شهریور 1385 و ساعت 18:46 گزارش کنفرانس شش سیگما
سلام
بعد از یک وقفه حدوداْ ده روزه، سعی می کنم خلاصه ای از اتفاقات این مدت رو بنوسیم. "هیچ ابزاری به تنهایی قادر نخواهد بود تمام مشکلات یک سازمان را تشخیص دهد و حل نماید حتی شش سیگما" البته جمله بالا با این پیش فرض بیان شده که روی شش سیگما تعصب خاصی داشته باشیم. اما "هر سازمانی با داشتن مدیری توانا و آشنا به ابزارهای مدیریتی، و انتخاب و استفاده درست از ابزارها با توجه به استرتژی سازمان و نوع مشکل موجود، قادر به حل تمامی مشکلات البته خوشحال می شم اگه کسی پیشنهاد یا انتقادی نسبت به جملات بالا داره، نظرش رو بگه. در حاشیه کنفرانس اتفاق جالبی برام پیش اومد که به لطف این وبلاگ بود. و اون اینکه افتخار آشنایی نزدیک با آقای علیرضا مجاهدی و دو نفر از بچه های سایت مهندسی صنایع بتسا به نامهای آقایان علی گجراتی و وحید الماسی را پیدا کردم. از چپ به راست: آقایان علی گجراتی، وحید الماسی، علیرضا مجاهدی، خودم و یکی از دوستان بچه های بتسا حالا کمی از فضای کنفرانس خارج بشیم. چند ساعت قبل از دریا برگشتم. راستش هوا خیلی خوب بود و دریا هم آروم بود. شب قبل هم کنار دریا بودیم (با خانواده) که فوق العاده بود. واقعاً دریا توی شب دیدن داره. بگذریم، احتمالاً آخر این هفته که می شه اوایل شهریور، بر می گردم اصفهان و بعد از اون باید حدود سه هفته بطور فشرده روی پروژه موبایل کار کنیم تا سریعتر تموم بشه. بای |+| نوشته شده توسط محمد روزبه در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 و ساعت 1:5 شش سیگما چیست؟
سلام به بهانه کنفرانس شش سیگما، یه مقاله در این مورد از سایت تخصصی مهندسی صنایع
شش سیگما چیست؟
استراتژی تحولی شش سیگما ، سیستمی است كه موجب توسعه و گسترش متدهای مدیریتی، آماری و نهایتا حل مشکلات شده و به شرکت امکان جهش و تحول را ميدهد. قابلیتهای بهبود: احراز كيفيت برتر و افزایش قابلیت اعتماد در محصولات تولید شده و مونتاژ شده نیازمند چارچوبی است كه به قابلیتهای سازمان در زمينههاي مدیریت، کاربرد اطلاعات و تکنولوژی يكپارچگي ببخشد. براي استفاده از اطلاعات، وجود يك سری ابزارهای آماری كه بتوان به وسیله آنها عملکرد فرآیندها و تولیدات را بهينه نمود، بسیار ضروری است. در دنياي رقابتی امروز، كيفيت خوب يك ویژگی تجملاتي نيست بلکه از دیدگاه هر دوي توليدكنندگان و مصرف كنندگان يك نیاز بنیادی است. صرف نظر از تعريفهاي متعدد كيفيت، يك سري ويژگيهاي مشترك جهاني براي آن درنظر گرفته شده است كه عبارتند از : عملكرد دقيق، حداقل تغيير و كمترين هزينه. دانشمندان و مهندسيني كه به طور عمومي و كلي با مسائل برخورد مي كنند علاقمند به مورد اول، آمارگران، متمايل به مورد دوم و مديران تجاري دوستار مورد سوم مي باشند. بديهي است فرآيند و يا محصولي موفق است كه برخوردار از همه موارد فوق باشد. شش سیگما فلسفه بهبود مستمر است و به سمت "عالي شدن در همه كارها" پيش مي رود. شش سیگما سيستمي است كه تعيين مي كند كجا قرار گرفتيم، دوست داريم كجا باشيم، چگونه به آن مقصد مي رسيم و چگونه در طول راه پيشرفت مي كنيم. شش سیگما يك ابزار است كه براي ميزان سازي دقيق ماشين فرآيند به كار مي رود و اينكار را از طريق مشتريمداري، بهبود مستمر و درگير كردن و مشاركت همه اعضا در داخل و خارج سازمان انجام مي دهد. در مبحث شش سیگما ، 3 حوزه اصلي وجود دارد: حوزه اول "فلسفه" است كه طريقه حركت، چشم انداز و جهت حركت سازمان را تعيين مي كند. حوزه دوم "مقياس" است كه به سازمان اين امكان را مي دهد تا به طور دقيق نحوه عملكرد فرآيندها را مشخص كند. حوزه سوم نيز "روش شناسي" است. روش شناسي يك فرآيند سيستماتيك است كه موجب شناسايي، تبيين، اندازهگيري، تحليل، توسعه و استاندارد شدن يك فرآيند مي شود. هر چه تعداد سیگما ها بيشتر باشد ميزان خطا كمتر است. هر چه تغييرات كوچكتر باشند هزینه کمتر است. بهترين سازمانها حدود 3 يا 4 سيگما بكار مي گيرند كه اين تعداد، احتمال بروز خطا در يك ميليون واحد را به 6200 عدد مي رساند. به طور عملي تعداد خطاها مي تواند تا 4/3 واحد در هر يك ميليون واحد كاهش پيدا كند و اين به معني ميليون ها دلار صرفهجويي است. شش سیگما يك رويكرد تحولي مديريتي است كه باعث ارتقا و بهبود كيفيت مي شود. شش سیگما يك استاندارد جهاني است كه علاوه بر تامين نياز مشتريان باعث توسعه و پيشرفت كاركنان در لايههاي جديد مي شود و اين به منزله يك مسئوليت براي نيروهاي انساني است نه فقط يك فرصت. نيروهاي انساني نيازمند افزايش ارزش عملكردهاي خود مي باشند كه اين كار را با ايفاي يك نقش كليدي و پيادهسازي شش سیگما در سازمان خود انجام مي دهند. شش سیگما واقعاً چيست؟ به طور ساده مي توان گفت، شش سیگما متدي است كه بر اساس داده (data) هدايت مي شود شش سیگما يك متد آماري است كه نيازهاي مشتري را به صورت وظايف جداگانه تعريف كرده و ضمنا يك سري ويژگي هاي بهينه در صورتيكه بين آنها عملكردهاي فيمابين وجود داشته باشد، برايشان در نظر مي گيرد. همانطور كه از شواهد پيداست، گامهايي كه براي نيل به اين هدف برداشته مي شود تاثير بسيار عميق به روي كيفيت محصولات، عملكرد سرويسهاي مشتريان و پيشرفتهاي حرفهأي پرسنل خواهد گذاشت. شش سیگما به دليل تاكيد عميق بر روي تحليلهاي آماري، مقياسهاي ارزيابي طراحي، توليد محصول و فعاليتهاي متمركز در حيطه مشتري گرايي، قادر است احتمال بروز خطا در محصولات و سرويسها را به ميزان بي سابقهأي كاهش دهد. شش سیگما حاصل پيوند سيستمهاي اجتماعي و فني است. عوامل انساني با بهرهگيري از مزاياي پيشرفتهاي تكنولوژيكي، سرانجام نظامي بر اساس اين واقعيت ايجاد خواهد كرد كه براي حفظ بقا در دنياي رقابت آميز امروز، وجود كيفيت بسيار بالا با صرف هزينه بسيار اندك، فوق العاده ضروري است. شش سیگما در واقع نقشه جاده بقا و موفقيت است. براي اجراي شش سیگما در سازمان ابتدا بايد تيمهايي تشكيل شود. نقشي كه هر يك از اعضاي تيم ايفا خواهند نمود تعيين كننده نوع و سطح آموزشي است كه دريافت مي كنند.به عنوان مثال اعضاي كليدي اين تيمها توسط متخصصين خارج از سازمان به عنوان رهبر گروه آموزش مي بينند. علاوه بر اين تيمها، گروههاي حمايت كننده نيز تشكيل مي شود كه تعداد زيادي از اعضاي آن تمام وقت خود را صرف اجراي هر يك از اين پروژهها مي كنند. زماينكه تصميم مي گيريد يك فرآيند را اصلاح كنيد بايد بهترين روش را براي اجراي آن اتخاذ كنيد. به همين منظور بايد بهترين نوع تيم انتخاب شود. اما اين تيم الزاماً بايد (Action process team)APT باشد؟ قهرمانان - مرشدان - كمربند مشكي ها و كمربند سبزها تيمهاي مذكور را به صورت مرتبط با يكديگر در سرتاسر سازمان هدايت مي كنند. نقش مرشدان هدايت استراتژي كسب و كار - حمايت و راهنمايي است. وظيفه كمربند مشكي ها پيادهسازي، هدايت و نتيجهگيري از پروژه تيمهاي شش سیگما است. نقش كمربند سبزها هم اين است كه با بكارگيري مهارتهاي فني خود در شش سیگما در مورد موضوعات روز درون سازماني با تيم همكاري مي كنند و اين فرصتي براي بهبود است. جلسات تعاملي، در طول چندين هفته برگزار مي شود. (اين جلسات فقط مختص متخصصين فني و يا مديريتي است نه همه كمربند سبزها) . كمربند سبزها كساني هستند كه جلسه را با موفقيت گذرانده و براي بكارگيري ابزارهاي بهبود و توسعه آموزش ديدهاند. پس از سپري شدن نخستين هفته، پروژهها انتخاب شده و آموزش ديدگان موظف به بكارگيري و اجراي مباحثي مي شوند كه در طول دوره آموختهاند. پس از پايان هر برنامه نيز نتايجي را كه از اين جلسات گرفتهاند، ارائه مي دهند. كسانيكه اين جلسات را با موفقيت پشت سر گذاشته و پروژهها را اجرا مي كنند، گواهينامه "كمربند مشكي" دريافت مي كنند. اين افراد مسئول اجراي شش سیگما در واحد كسب و كار خود شده و تيمهاي مذكور را هدايت و رهبري مي كنند، علاوه بر اين مديران را نيز در جهت اولويت دادن به امور، برنامهريزي و اجراي پروژهها، ارشاد و هدايت مي كنند. از ديگر وظايف اين گروه بكارگيري، آموزش و توزيع ابزارها و متدهاي لازم براي كمربند سبزها و اعضاي تيمها مي باشد. تنها تعدادي از اين افراد به سومين سطح كه بالاترين لايه نيز مي باشد راه پيدا كرده و اصطلاحاً "استاد كمربند مشكي " مي شوند. البته قبل از دريافت گواهينامه مذكور موظف به هدايت چندين تيم و پروژه مي گردند. "استاد كمربند مشكي " ها در واقع كارشناس اجراي شش سیگما و تئوري آن مي باشند بايد فرآيندها را آموزش دهند. اين افراد متخصصين كيفيت در روش شناسي و بكارگيري ابزار بهبود در همه سطوح سازمان مي باشند. ضمناً فرآيند يكپارچهسازي شش سیگما با استراتژي كسب و كار سازمان و برنامههاي عملياتي آن را نيز رهبري مي كنند. تسهيلات و امكاناتي كه شش سیگما در بخشهاي بهبود كيفيت، كاهش هزينه، جلب رضايت مشتري و حفظ وفاداري و پيشرفت كاركنان ايجاد مي كند بسيار وسيع است. از طرفي براي تبديل قابليتهاي بالقوه شش سیگما به صورت بالفعل بايد زمان كافي، استعداد، سرمايهگذاري هاي درست و … به اينكار اختصاص داده شود. اجراي شش سیگما نيازمند تمركز بسيار و كار تيمي قوي است. |+| نوشته شده توسط محمد روزبه در یکشنبه هشتم مرداد 1385 و ساعت 16:12 کنفرانس شش سیگما
سلام
امروز برای شرکت در اولین کنفرانس بین المللی شش سیگما ثبت نام کردم. هرکی که می تونه ثبت نام کنه، سریعتر اقدام کنه (اینجا رو کلیک کنین)تا هم هزینش کمتر بشه هم اینکه ... نمی دونم. در ادامه روند بوروکراسی مخابرات، مربوط به پروژه درس صف، امشب باید برم تهران. امروز که تماس گرفتم، احساس کردم که طرف می خواد اذیت کنه. حالا برم اونجا ببینم چی می شه. اگه این اطلاعاتو نتونم بگیرم، یعنی سه واحد درس صف رو احتمالاً افتادم. این یه ماه وقتی هم که گذاشتم و از خیلی چیزا افتادم یعنی کشک. تا بعد... .
|+| نوشته شده توسط محمد روزبه در دوشنبه نوزدهم تیر 1385 و ساعت 14:57 |
|


